تبلیغات
eMziper جالب ترین ها - جوان روستایی در جدال با پلنگ گرسنه
جالب ترین ها
وان روستایی در جدال با پلنگ گرسنه زنده ماند
سگ روستا وقتی دید صاحبش در چنگال پلنگ گرسنه اسیر 
شده است، به جنگ حیوان درنده رفته و جوان روستایی را نجات داد.
نخستین ساعات صبح روز جمعه دوازدهم اسفندماه سال‌جاری هنگامی که جوان روستایی به همراه چند تن از دوستانش برای سرکشی به مزرعه کشاورزی قدم به داخل 
هولناکی برایش رقم خواهد خورد.

روح الله، جوان 18 ساله روستای سید میران در گرگان وقتی به همراه دوستانش از عرض رودخانه گذشتند در حالی که سگ گرگی‌اش او را همراهی می‌کرد از بقیه جوانان روستا جدا شده و از مسیر مالروی داخل جنگل به طرف مزرعه گندم‌زار آن سوی جنگل به راه افتاد.
هوا سرد بود و دانه‌های برف در زیر گام‌های سنگین روح‌الله با صدای خش‌خش فرو می‌رفت. سوز سرما باعث شده بود که کلاه پشمی‌اش را تا روی گوش‌هایش پایین بیاورد. باد سردی بین درختان جنگل پوشیده از برف می‌پیچید و سوز سرما به صورت وی تازیانه می‌زد.
روح‌الله هر قدم که به جلو برمی‌داشت نگاهش را به اطراف می‌انداخت. سفیدی برف چشمش را می‌زد. چند روزی بود که بارش برف همه منطقه را سفیدپوش کرده بود. سگ گرگی‌اش چند قدم جلوتر از او می‌دوید و باز هم می‌ایستاد تا صاحبش به او برسد. هنوز تا رسیدن به مزرعه فاصله زیادی باقی بود که جوان روستایی با شنیدن پارس ناگهانی سگش از حرکت ایستاد. سال‌های گذشته در این فصل از سال اهالی روستا داخل جنگل خرس و گرگ دیده بودند.
پارس سگ به‌گونه‌ای بود که این حس را در وی قوت بخشیده بود. حدس می‌زد حیوان باوفایش حضور یکی از این مهمانان ناخوانده را در همان نزدیکی احساس کرده و دارد به وی هشدار می‌دهد.
پارس‌های سگ هر لحظه شدیدتر می‌شد و این اعلام خطر برای روح‌الله بود.
جوان روستایی چوب دستی را محکم در دستانش گرفت. سعی می‌کرد خونسردی خود را حفظ کند. نگاه سگ به فضای پشت سر وی بود. از وضعیت پارس گرگی دریافت که خطر به او خیلی نزدیک است. همه توان خود را در پاهایش جمع کرد تا با فراری ناگهانی خود را از مهلکه نجات دهد.
هنوز قدم نخست را برنداشته بود که غرش سهمگین یک قلاده پلنگ را در چند قدمی خود شنید. دیگر برای فرار دیر شده بود. خواست به طرف صدا برگشته و با استفاده از چوب دستی خود داد و بیداد شرایطی را به وجود بیاورد که یا پلنگ را فراری دهد یا اینکه حداقل با فریادهایش دوستان خود را متوجه حضور پلنگ کرده و درخواست کمک کند.
اما پیش از آنکه فرصت پیدا کند تا چوب دستی خود را بالا ببرد حیوان درنده با غرشی دیگر از ارتفاع درخت خود را روی جوان روستایی انداخت. پیش از آنکه روح‌الله فرصت مقابله پیدا کند پلنگ با ضربه پنجه‌های قدرتمندش وی را نقش بر زمین کرد.
دوستان جوان 18 ساله که غرش‌های حیوان درنده را شنیده و احساس کرده بودند دوستشان در خطر است بسرعت خود را به محل حادثه رساندند.
آنان از صحنه‌ای که می‌دیدند متعجب و شوک‌زده شده بودند. سگ باوفای جوان روستایی که صاحب خود را در خطر دیده بود بلافاصله به مقابله با حیوان درنده پرداخته و سعی در نجات جان وی داشت. دو حیوان در برابر هم گارد گرفته و برای هم چنگ و دندان نشان می‌دادند.
جوانان روستایی با چوب‌دستی‌هایی که در دست داشتند در حالی که فریاد می‌زدند به طرف پلنگ دویدند. حیوان درنده با دیدن جوانان روستایی و ایجاد سر و صدای آنان پا به فرار گذاشته و در یک لحظه در میان درختان جنگل از نظر‌ها ناپدید شد.
دوستان روح‌الله وقتی بر بالین وی رسیدند از دیدن دوست‌شان در این وضعیت وحشت‌زده شدند.
قسمتی از صورت دوست جوانشان بر اثر ضربه پنجه پلنگ کاملاً از بین رفته بود. بسرعت پیکر نیمه‌جان روح‌الله به بیمارستان 5 آذر گرگان انتقال داده شد.
تیمی از پزشکان جراح بلافاصله عملیات مداوای وی را در دستور کار خود قرار دادند.
برادر این جوان روستایی با تشکر از تیم جراحی می‌گوید: خدا را شکر که تلاش پزشکان نتیجه داد و برادرم از مرگ حتمی نجات پیدا کرد. هر چند که وی هنوز در کما بسر می‌برد، اما امید ما به لطف خداست.
در حالی‌که چند روزی از عمل جراحی روی این جوان 18 ساله می‌گذرد، وی هنوز در کما است و با مرگ دست و پنجه نرم می کند. هر چند که پزشکان اعلام کرده‌اند پس از خارج شدن روح‌الله از حالت کما نیاز به چندین عمل جراحی پلاستیک روی صورت وی وجود دارد، اما خانواده‌اش تنها نیازمند دعا برای نجات جان او هستند.
به گزارش خبرنگار ما، به دنبال بارش برف در ارتفاعات شرق مازندران و مناطقی از غرب استان گلستان هر ساله در این ایام حیوانات وحشی مثل خرس و گرگ به حوالی روستا‌‌ها آمده و گاهی مواقع به دامداری‌ها و اهالی روستا حمله می‌کردند.
اما امسال این نخستین بار است که کمتر از یک ماه سه بار حیوانات درنده تا این حد به روستا‌ها نزدیک شده و باعث صدمه زدن و مجروح شدن ساکنان شدند. هر چند که حضور پلنگ در این مناطق بی‌سابقه بوده و حتی در سرد‌ترین سال‌ها روستاییان از حمله پلنگ‌ها به حاشیه محل زندگی خود قصه‌ای به یاد ندارند.
به امید سلامتی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 فروردین 1391 توسط م کرباسی | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :